السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )
48
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )
پس توئى اميد من ، اى پروردگار من چه بسيار است نعمتى كه عطا نمودهاى تو آنها را بر من كه كم است از براى تو نزد آن نعمتها شكر من و بسا از بلائى كه امتحان نمودهاى تو مرا به آن كم است از براى تو نزد آن بلاها صبر من پس اى كسى كه كم است نزد نعمت او [ نعمتهاى او ] شكر من ، پس محروم نساخته مرا و اى كسى كه كم است نزد بليهء او صبر من ، پس ترك نكرده است يارى مرا و اى كسى كه ديده است مرا بر گناهان پس رسوا نكرده است مرا اى صاحب احسان كه بر طرف نمىشود هرگز و اى صاحب بخششها كه به شماره در نمىآيد عدد آن ، رحمت فرست بر محمد و آل محمّد بار خدايا به تو دفع مىكنم و منع مىنمايم در گودى گردن دشمن « 1 » و پناه مىجويم به تو از شر دشمن . خداوندا مدد كن مرا بر دينم به سبب دنياى من ، « 2 » و بر آخرتم به پرهيزگارى من و نگاهدار مرا در چيزى كه پنهانم از آن « 3 » و باز مگذار مرا به سوى خودم در چيزى كه حاضر شدم من آن را ، اى كسى كه ضرر نمىرساند او را گناهان و نفع نمىدهد او را [ كم نمىكند او را ] آمرزش . بيامرز از براى من چيزى را كه ضرر نمىرساند ترا ، و ببخش به من چيزى را كه نفع نمىدهد ترا [ كم نمىكند ترا ] بدرستى كه تو بسيار بخشندهاى [ تو آن كسى كه بسيار بخشنده است ] سؤال مىكنم از تو گشادگى نزديك را ، و بيرون رفتنى وسيع را ، و روزى فراخ را و صبرى نيكو را و سلامتى از همهء بلاها را ، بدرستى كه تو بر همه چيز بسيار قادرى . خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم از تو در گذشتن از گناهان را و دفع كردن بلاها را و عدم ترس را و تندرستى را و صبر نمودن را و هميشه بودن دورى بلاها و آزارها را و شكر كردن بر عافيت را و سؤال مىنمايم ترا آن كه رحمت فرستى بر محمد و آل محمّد و آن كه بپوشانى به من عافيت خود را در دينم و در نفسم و در اهل من و در مال من و برادران من از مردان مؤمن و زنان مؤمنه و همه چيزى كه بخشيدهاى تو آن را بر من . و مىسپارم به تو اينها را همه .
--> ( 1 ) سابقا اشاره نمود كه تخصيص نحر به ذكر از جهت آن است كه دشمن زودتر دفع مىشود . دشمن اگر چه در كلام مذكور نيست و ليكن به قرينهء مقام معلوم مىشود و همين قدر از براى مرجع ضمير كافى است . ( 2 ) در احاديث وارد شده كه نيكو مددكارى است دنيا جهت محافظت نمودن دين ، چه فقر و احتياج بسيار ، باز مىدارد صاحبش را به آن كه مرتكب دزدى و كسبهاى حرام و شغلهاى نامشروع گرديده ، مطلقا اجتناب از محرمات و اموال غير ننمايد . نعوذ بالله و الله يعلم . ( 3 ) يعنى و نگاهدار مرا در امور آخرت و از اهوال آن كه پنهانم از آن . و وامگذار مرا به نفس خود در دنيا كه حاضرم در آن . و ممكن است كه مراد آن باشد كه نگاهدار مرا در تحصيل و خواهش امور دنيوى كه ندادهاى تو آنها را به من و مقدّر نكردهاى آنها را براى من و غايبم من از آنها تا آن كه راضى باشم به آنچه دادهاى تو آن را به من ، و زياده حرص و سعى ننمايم در آنچه ندادهاى آن را به من . و وانگذار مرا به خودم در آن چيزها و نعمتهائى كه حاضرم من آنها را و دادهاى تو آنها را به من تا آن كه ياغى و صاحب تكبّر نگردم و عصيان نورزم ترا . و اللَّه يعلم